بـــــا تـــــو

خيس خيس شده بودم ولی نوازشگر گوش من صدای تو بود و نه صدای باران . در میان حرفهایت پلکهايم را بهم زدم تا مطمئن شوم آرزويم به حقيقت پيوسته :

بـــــا تـــــو

 زيـــــر يـــــک چـــــتـــــر

در بــــــاران.

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

سلام داداشی... خوشحالم به آرزوت رسیدی! به امید تحقق همه آرزوهایت:)

ُسیما

سلام.........چقدر خوب شد.....بالاخره از اون همه وبلاگ نویس که دل شکسته بودن یکی عاقبت به خیر شد....خدا رو شکر .خیلی شکر..........

***مهاجر ديار عشق ***

سلام آقا مسعود....احوال شما؟؟؟ وبلاگ زيبايی داری...متن دلنشينی بود...عزيز فرصت کردی به کلبه کوچيک منم سری بزن...منتظرتم....موفق باشی...قربانت:الهام.

vahidjv

سلام دوست عزيز بسيار متن زيبا و با احساسی بود تيريک ميگم به منم سر بزن و اگر موافقی يه تبادل لينک با هم بکنبم

***مهاجر ديار عشق ***

سلام مسعود جون...خوبی؟؟ ممنونم از محبتت...اما چرا آپديت نمی کنی؟؟ منتظر نوشته های بعدی شما هستم...فرصت کردی بازم بيا پيشم...قربانت:الهام.

Amir

matne ghashangi bood, vaght kardi, be man ham sar bezan

avang

سلام خوبيد؟ منم از جنوب هستم بندر عباس به ما هم سری بزن خوشحال ميشم

پويا

سلام . آبی رنگ عشقه ... ! سلام . ای ول من اينجا توی غربت گير کردم!

forough az swed

salam .matne kheyli ghashangy neveshte boudy.lezat bordam